ساقي بيا که امشب ساقي به کار باشد




زان ده مرا که رنگش چون جلنار باشد






مي ده چهار ساغر، تا خوشگوار باشد




زيرا که طبع مردم را بر چهار باشد






همطبع را نبيدش فرزانه‌وار باشد




تا نه خروش باشد، تا نه خمار باشد






ني ني دروغ گفتم، اين چه شمار باشد




باري نبيد خوردن کم از هزار باشد؟






باده خوريم روشن، تا روزگار باشد




خاصه که باده خوردن با بختيار باشد






خاصه که روز دولت مسعود يار باشد




خاصه که ماهرويي، اندر کنار باشد






ميراجل که کارش با کارزار باشد




يا در ميان مجلس، يا در شکار باشد






تا اين جهان به جايست، او را وقار باشد




او با سرور باشد، او با يسار باشد






لشکرگذار باشد دشمن شکار باشد




ديناربخش باشد، ديناربار باشد






هم حقشناس باشد، هم حقگزار باشد




هم در بدي و نيکي، اسپاسدار باشد






در کارهاي عقبي با کردگار باشد




در کارهاي دنيي با اعتبار باشد






شکرش عزيز باشد، دينارخوار باشد




از فخر فخر باشد، از عارعار باشد






جشن سده اميرا! رسم کبار باشد




اين آين گيومرث و اسفنديار باشد






زان برفروز کامشب اندر حصار باشد




او را حصار ميرا، مرخ و عفار باشد






آن آتشي که گويي نخلي ببار باشد




اصلش ز نور باشد، فرعش ز نار باشد






چون بنگري به طولش سرو و چنار باشد




گر سرو را ز گوهر بر سر شعار باشد






چون بنگري به عرضش، از کوهسار باشد




ور کوه را ز عنبر در سر خمار باشد






سرو از عقيق باشد، کوه از عقار باشد




اين مستعير باشد، آن مستعار باشد






با احمرار باشد، با اصفرار باشد




نه احمرار باشد، نه اصفرار باشد






هم با شعاع باشد، هم با شرار باشد




زينش لباس باشد، زانش دثار باشد






چون لاله‌زار باشد، چون مرغزار باشد




نه لاله‌زار باشد، نه مرغزار باشد






چميدن فرازش مانند مار باشد




رخشيدن شعاعش گويي نضار باشد






ميرجليل برخور، تا روزگار باشد




با قند لب نگاري، کز قندهار باشد






خورشيد روي باشد، عنبر عذار باشد




از پاي تا به فرقش رنگ و نگار باشد






برلحن چنگ و سازي کش زيرزار باشد




زيرش درست باشد، بم استوار باشد






دستانهاي چنگش سبزه?‌بهار باشد




نوروز کيقبادي و آزادوار باشد






تا گوش خوبرويان با گوشوار باشد




تا جنگ و تا تعصب با ذوالفقار باشد






تا کان و چشمه باشد، تا کوهسار باشد




تا بوستان و سبزي، تا کامگار باشد






تا بيقرار گردون اندر مدار باشد




وندر مدار گردون کس را قرار باشد






تا سعد و نحس باشد، با اختيار باشد




چونانکه اختيارش بي‌اضطرار باشد






ذلش نهفته باشد، عز آشکار باشد




واندر پناه ايزد، در زينهار باشد





مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

Tim Cheryl Katrina اجاره آپارتمان مبله Jose ديزل ژنراتور | موتور برق | تابلو برق | قطعات ديزل ژنراتور Karen Chris wibiteux